گاهی اتفاقاتی توی زندگی آدم می افته که همیشه و همه جا سایه ی مشئوم شو،حتی در جزئی ترین مسائل زندگی می تونی حس کنی.
هر موقع میای فراموش کنی با کوچک ترین تلنگر،دوباره داغت تازه می شه و همه چیز دوباره یادت میادو غرق گذشته میشی...
همه ی خاطراتت خاکستریه،رنگ غمه،غمی که با پوست و استخوانت حسش کردی...
از همه چیز خالی میشی...انگار دیگه اون آدم قبلی نیستی،یه آدم جدید شدی،یه آدم سردو بی روح...نه اینکه خودت بخوای ولی دیگه نمی تونی اون آدم قبلی باشی...
شاید واقعا توی این دوره از زندگی این زخم ها که حتی اگه التیام هم پیدا کنن هنوز آثار بدی توی روح باقی میذارن،واسه ی همه لازمه...می دونم که همه مون یه جورایی زخم خورده ایم...
ولی ای کاش فقط کمی،فقط کمی بهتر از این بودیم...
مبارکه
با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و خانواده محترم
منتظر دیدار و محبت شما هستم
http://maadar.blogsky.com
Dar morede kasani ke doost darid,Hichgah motma'en nistid; Yek Lahze az negah kardan be aanha ghefLat mikonid va Lahzeye ba'd Napadid shodehand Ya Tire gashtehand...:-) Boss